Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اب افتاده

تلفظ بین المللی : /ˈaːb oftˈɑdeː/ تلفظ :‌ ['a:b oft'Ade:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • آب افتاده
  • اب افتادن دهان
  • اب از لب و لوچه راه افتادن یا اب دهان کسی راه افتادن
  • اب از لب و لوچه ی کسی راه افتادن
  • اب افتادن دهان یا دهن کسی
  • اب ها از اسیاب افتاد
  • پته روی اب افتادن
  • اب انبار استاد عبدالله
  • اب انبار استاد علی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( آب افتاده ) آب افتاده. [ اُ دَ / دِ] ( ن مف مرکب ) میوه نیم رَس. || متاعی در آب دریا یا رود تر شده و رنگ بگردانیده و زیان دیده.

فرهنگ فارسی

( آب افتاده ) میوه نیم رس متاعی در آب دریا یا رود تر شده و رنگ بگردانیده و زیان دیده

کلمات مرتبط

  • آب افتاده
  • اب افتادن دهان
  • اب از لب و لوچه راه افتادن یا اب دهان کسی راه افتادن
  • اب از لب و لوچه ی کسی راه افتادن
  • اب افتادن دهان یا دهن کسی
  • اب ها از اسیاب افتاد
  • پته روی اب افتادن
  • اب انبار استاد عبدالله
  • اب انبار استاد علی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات