معانی کلمه : آژنده
لغت نامه دهخدا
آژنده . [ ژَ دَ / دِ ] (نف ) آنکه گل میان دو خشت گسترد. || آنکه آجیده و آژده کند.
فرهنگ عمید
آنکه ملاط روی سنگ یا آجر میکشد.

آژنده . [ ژَ دَ / دِ ] (نف ) آنکه گل میان دو خشت گسترد. || آنکه آجیده و آژده کند.
آنکه ملاط روی سنگ یا آجر میکشد.