۱. آویخته؛ معلق.۲. (قید) در حال آویختگی.۳. طفیلی؛ مزاحم.۴. [عامیانه] غمگین.۵. در حال دعوا؛ گلاویز.
(ص فا.) 1 - معلق ، آویخته . 2 - در حال جنگ و گریز.
آویخته، آویز، معلق