Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آمیزه مو

تلفظ بین المللی : /ˈɑmizˌeː mˈuː/ تلفظ :‌ ['Amiz,e: m'u:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • امیزه مو
  • آمیزه موئی
  • امیزه موئی
  • موفقیت امیز
  • به نتیجه موفقیت امیزی رسیدن
  • مودت آمیز
  • موعظه امیز
  • اجازه به موجود فاقد شرایط اداء
  • رساله فی اجازه الوارث قبل الموت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

آمیزه مو. [ زَ / زِ ] (ص مرکب ) آنکه بعض مویهای سیاه و بعض آن سپید دارد، و آن پس از جوانی باشد. دومو. دومویه . اشمط. شمطاء. با موی جوگندمی : اگر شاه هر هفت کشور بودچو آمیزه مو شد مکدر بود. دقیقی .کمیژه موی . (تاج المصادر بیهقی ).- آمیزه موی شدن ؛ کمیژه موی شدن . اخلاس . (تاج المصادر بیهقی )....

فرهنگ عمید

دومو؛ دومویه؛ کهل؛ کسی که موهای سیاه و سفید در سر داشته باشد.

فرهنگ معین

( ~.) (ص مر.) کسی که موهای سرش جوگندمی (سیاه و سفید) باشد.


کلمات مرتبط

  • امیزه مو
  • آمیزه موئی
  • امیزه موئی
  • موفقیت امیز
  • به نتیجه موفقیت امیزی رسیدن
  • مودت آمیز
  • موعظه امیز
  • اجازه به موجود فاقد شرایط اداء
  • رساله فی اجازه الوارث قبل الموت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات