معانی کلمه : آمیزه مو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
دومو؛ دومویه؛ کهل؛ کسی که موهای سیاه و سفید در سر داشته باشد.
فرهنگ معین
( ~.) (ص مر.) کسی که موهای سرش جوگندمی (سیاه و سفید) باشد.

دومو؛ دومویه؛ کهل؛ کسی که موهای سیاه و سفید در سر داشته باشد.
( ~.) (ص مر.) کسی که موهای سرش جوگندمی (سیاه و سفید) باشد.