Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آمرزگار

تلفظ بین المللی : /ˌɑmorzɡˈɑr/ تلفظ :‌ [,AmoRzg'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد
  • امرزگار
  • آمرزگاری
  • امرزگاری
  • نا امیزگار
  • نا امیزگاری
  • اموزگار زن
  • اموزگار علم فروش
  • اموزگار معانی بیان
  • حق یا مزد اموزگار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

آمرزگار. [ م ُ ] (ص مرکب ) آمرزشکار. آمرزنده . غافر. غفور. غفار. عَفُوّ. حسن التجاوز. کریم الصفح . جمیل الصفح . رحیم . راحم . بخشاینده :
گناه من ار نامدی در شمار
تو را نام کی بودی آمرزگار؟

نظامی .


فرهنگ عمید

۱. بخشایندۀ گناهان؛ آمرزنده.
۲. از صفات باری‌تعالی.

فرهنگ معین

(مُ زْ یا زِ) (ص فا.) آمرزشکار.

مترادف و متضاد

آمرزشکار، آمرزنده، بخشاینده، غفار، غفور


کلمات مرتبط

  • امرزگار
  • آمرزگاری
  • امرزگاری
  • نا امیزگار
  • نا امیزگاری
  • اموزگار زن
  • اموزگار علم فروش
  • اموزگار معانی بیان
  • حق یا مزد اموزگار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات