آمادگی . [ دَ / دِ ] (حامص ) ساختگی .تهیه . بسیج . ساز. استعداد. تَهَیﱡاء. أهبه . ساخت وساز. عتاد. اباب . آراستگی . جهاز. عُدّه . (دهّار).
- آمادگی سفر ؛ ساز سفر.
آماده و مهیا بودن: ◻︎ آن جهان صورت شود آن مادگی / هرکه در مردی ندید آمادگی (مولوی: ۹۲۰).
(دِ) 1 - (حامص .) آماده بودن . 2 - ( اِ.) تهیه ، بسیج ، استعداد.
سومین مرحلۀ تغییر رفتار اعتیادی که در آن فرد برای تغییر احساس نیاز میکند، ولی هنوز اقدامی نکرده است و در جستوجوی روش مناسب آن را به تأخیر میاندازد متـ . مرحلۀ آمادگی preparation stage
بسیج، تدارک، تمهید، تهیه
استعداد، توان، توانمندی، قابلیت
۱. بسیج، تدارک، تمهید، تهیه
۲. استعداد، توان، توانمندی، قابلیت