Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آلبالو

تلفظ بین المللی : /ˈɑlbˈɑluː/ تلفظ :‌ ['Alb'Alu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینگویش اصفهانی
  • البالو
  • البالو گیلاس چیدن
  • آلبالو گیلاس چیدن
  • باغ البالو
  • عرق البالو
  • هسته البالو و گیلاس و غیره
  • دو آلبالو
  • دو البالو
  • چشم هایش البالو گیلاس می چینه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینگویش اصفهانی

لغت نامه دهخدا

آلبالو. (اِ) آلبالی . آلوبالو. قسمی گیلاس که میوه ٔ آن سرخ و ترش است . قراصیا . جراسیا. قاراسیا. آلوی ابوعلی . نمتک .

فرهنگ عمید

میوۀ ‌سرخ‌رنگ، گرد وکوچک با طعم ترش و مطبوع شبیه گیلاس که مصرف خوراکی دارد.

فرهنگ معین

(اِمر.) = آلوبالو: درختی از جنس بادامی ها، از تیرة گل سرخیان ، میوة آن شبیه گیلاس و مزة آن ترش است .

گویش اصفهانی

تکیه ای: âlbâlü
طاری: olboli
طامه ای: âlbâlu
طرقی: olboli
کشه ای: olboli
نطنزی: âlbâlu


کلمات مرتبط

  • البالو
  • البالو گیلاس چیدن
  • آلبالو گیلاس چیدن
  • باغ البالو
  • عرق البالو
  • هسته البالو و گیلاس و غیره
  • دو آلبالو
  • دو البالو
  • چشم هایش البالو گیلاس می چینه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات