معانی کلمه : آفریننده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
آفریدگار؛ خلقکننده؛ خالق.
فرهنگ معین
(فَ نَ دِ) (ص فا.) آفریدگار.
مترادف و متضاد
آفرینشگر، جانآفرین، خالق، بادی، سازنده، صانع، مبدع

آفریدگار؛ خلقکننده؛ خالق.
(فَ نَ دِ) (ص فا.) آفریدگار.
آفرینشگر، جانآفرین، خالق، بادی، سازنده، صانع، مبدع