کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه آفرین-گر | کلماتور
معانی کلمه : آفرین گر
تلفظ بین المللی :
/ˌɑfarˈinɡar/
تلفظ :
[,AfaR'ingaR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
افرین گر
گرد افرین
ارین گری
افرینش گرایی
افرینش گرایی روز دوره
افرینش گرایی زمین جوان
الیس یا اخرین گریز
تاریخ افرینش گرایی
تقابل افرینش گرایی و تکامل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
آفرین گر.
[ف َ گ َ ] (ص مرکب ) آفرین خوان . آفرین گوی
:
نهاد آن روی خون آلود بر خاک
اَبَر شاه آفرینگر، با دل پاک .
(ویس و رامین ).
جوان و پیر سزد آفرین گر تو که تو
بسال و بخت جوانی بعقل و دانش پیر.
معزی .
فرهنگ عمید
آفرینگو؛ آفرینخوان؛ ستایشکننده.
کلمات مرتبط
افرین گر
گرد افرین
ارین گری
افرینش گرایی
افرینش گرایی روز دوره
افرینش گرایی زمین جوان
الیس یا اخرین گریز
تاریخ افرینش گرایی
تقابل افرینش گرایی و تکامل
نظرات