معانی کلمه : آشمال
فرهنگ عمید
۱. کسی که به مالیدن آش (= آهار) بر جامه میپردازد.
۲. [مجاز] چاپلوس؛ متملق؛ خوشامدگو.
فرهنگ معین
(ص مر.) چاپلوس ، متملق .

۱. کسی که به مالیدن آش (= آهار) بر جامه میپردازد.
۲. [مجاز] چاپلوس؛ متملق؛ خوشامدگو.
(ص مر.) چاپلوس ، متملق .