معانی کلمه : آشغالدان
لغت نامه دهخدا
آشغالدان . (اِ مرکب ) جای آشغال . ظرف آشغال .
فرهنگ عمید
۱. جای ریختن آشغال.
۲. ظرفی که در آن آشغال بریزند.
مترادف و متضاد
خاکروبهدان، زبالهدان، مزبله، مزبلهدان

آشغالدان . (اِ مرکب ) جای آشغال . ظرف آشغال .
۱. جای ریختن آشغال.
۲. ظرفی که در آن آشغال بریزند.
خاکروبهدان، زبالهدان، مزبله، مزبلهدان