Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آسغده

تلفظ بین المللی : /ˈɑsaq1ˌadeː/ تلفظ :‌ ['Asaq1,ade:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • اسغده
  • روح اسوده
  • نا اسوده
  • آسودهخاطر
  • آسودهدل
  • اسوده
  • اسوده نگذاشتن
  • اسوده کردن
  • دارای زندگی اسوده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

آسغده . [ س ُ دَ / دِ ] (ن مف ) (از: آ، نا + سُغده ، سوخته ) نیم سوز :
ایستاده میان گرمابه
همچو آسغده در میان تنور.

معروفی .


آسغده . [ س َ دَ / دِ ] (ن مف ) (از: آ، نا + سغده ، سخته یعنی سنجیده و وزن کرده ) نسنجیده و وزن ناکرده : خاطر عاطر تو غارت کردگنج آسغ...

فرهنگ عمید

آماده؛ مهیا: ◻︎ جایی که جنگ باشد پذرفته‌ایم صلح / وآنجا که صلح باشد آسغده‌ایم جنگ (سوزنی: لغت‌نامه: آسغده).

۱. نیم‌سوز.
۲. هیزم نیم‌سوخته: ◻︎ ایستاده میان گرمابه / همچو آسغده در میان تنور (معروفی: شاعران بی‌دیوان: ۱۴۱).

فرهنگ معین

(سَ دِ) (ص مف .) آماده ، مهیا.

(سُ دِ) (ص مف .) نیم سوز، هیزم نیم سوخته .


کلمات مرتبط

  • اسغده
  • روح اسوده
  • نا اسوده
  • آسودهخاطر
  • آسودهدل
  • اسوده
  • اسوده نگذاشتن
  • اسوده کردن
  • دارای زندگی اسوده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات