کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه آزپیشه | کلماتور
معانی کلمه : آزپیشه
تلفظ بین المللی :
/ˈɑzpiʃˌeː/
تلفظ :
['AzpiS,e:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ازپیشه
آزپیشگی
اپیشه
وقایع نگاری یک مرگ ازپیش اعلام شده
اندیشه
اندیشه تالار
اندیشه خوانی
اندیشه درمانی
اندیشه سیاسی در اسلام معاصر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
آزپیشه .
[ ش َ
/
ش ِ ] (ص مرکب ) حریص :
برفتند [ گرگین و بیژن ] هر دو براه دراز
یکی آزپیشه [ گرگین ]یکی کینه ساز.
فردوسی .
فرهنگ عمید
حریص؛ آزمند.
مترادف و متضاد
آزمند، آزور، حریص، طماع، طمعکار ≠ قانع
کلمات مرتبط
ازپیشه
آزپیشگی
اپیشه
وقایع نگاری یک مرگ ازپیش اعلام شده
اندیشه
اندیشه تالار
اندیشه خوانی
اندیشه درمانی
اندیشه سیاسی در اسلام معاصر
نظرات