معانی کلمه : آزمندی
لغت نامه دهخدا
ایا دانشی مرد بسیارهوش
همه چادر آزمندی مپوش .
دگر آزمندیست اندوه و رنج
شدن تنگدل در سرای سپنج .
فرهنگ عمید
حرص؛ ولع؛ بسیارخواهی: ◻︎ ایا دانشیمرد بسیارهوش / همه چادر آزمندی مپوش (فردوسی: ۱/۳۱۵).
فرهنگ معین
( ~.)(حامص .) حرص ، ولع ، طمع .
مترادف و متضاد
آزپیشگی، حرص، طماعی، طمع، طمعکاری، ولع ≠ قناعت
