Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آزاردن

تلفظ بین المللی : /ˈɑzˈɑradˌan/ تلفظ :‌ ['Az'ARad,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • ازاردن
  • ازارنده
  • ازردن
  • با صدای سوهان گوش را ازردن
  • در قید عبودیت ازردن
  • چارلز ازارد
  • آجاردن
  • آزاریدن
  • اجاردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

آزاردن . [ دَ ] (مص ) (از پهلوی آزاریتن ، بمعنی خستن و رنجانیدن ) ایذاء. اذیت . رنجاندن . رنجه کردن . گزند و صدمه و آسیب رسانیدن . آزردن . آزار دادن . عذاب دادن . خرابی و ویرانی کردن . بریدن . خستن . ریش و افکار کردن . بخشم آوردن . آزرده شدن . رنجیدن : آزار بیش بینی از گردون گر تو بهر بهانه بیازاری . رودکی .ای دل من زو بهر حدیث میازارکآن بت فرهخته نیست هست نوآموز. دقیقی .به نیکی گرای و میازار کس ر...

فرهنگ عمید

= آزردن: ◻︎ چو من حق فرزند بگذاردم / کسی را به گیتی نیازاردم (فردوسی: ۶/۲۳۵).

فرهنگ معین

(دَ) [ په . ] (مص م .) رنجاندن ، آسیب رسانیدن .


کلمات مرتبط

  • ازاردن
  • ازارنده
  • ازردن
  • با صدای سوهان گوش را ازردن
  • در قید عبودیت ازردن
  • چارلز ازارد
  • آجاردن
  • آزاریدن
  • اجاردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات