معانی کلمه : آرن
لغت نامه دهخدا
زمانی دست کرده جفت رخسار
زمانی جفت زانوکرده آرن .
فرهنگ عمید
= آرنج: ◻︎ زمانی دست کرده جفت رخسار / زمانی جفت زانو کرده آرن (آغاجی: شاعران بیدیوان: ۱۹۵ حاشیه).
فرهنگ معین
(رَ) ( اِ.) آرنج .
دانشنامه عمومی
(پهلوی) غیور، مرد سلحشور.
