معانی کلمه : آردل
لغت نامه دهخدا
آردل . [ دِ ] (اِ) فراشی که برای خواندن و احضار سپاهیان یا گناهکاران و یا مدعی علیهم فرستادندی .
- آردل بی چوب ؛ کنایه از بول است آنگاه که تنگ گیرد کسی را.
فرهنگ عمید
آردال#NAME?
فرهنگ معین
(دِ) [ تُر. ] ( اِ.) فراش ، مأمور اجراء.
دانشنامه عمومی
خدمتگذار . مامور اجراء . مزدور . گماشته
فرهنگ فارسی ساره
فرمان بر
