معانی کلمه : آرام بخش
لغت نامه دهخدا
آرام بخش . [ ب َ ] (نف مرکب ) مُسَکِّن .
فرهنگ عمید
دارویی که بدون اثر گذاشتن بر روی هوش و حافظۀ افراد باعث تغییر حالت عاطفی فرد و آرامش و تسکین درد او بشود؛ مُسکن؛ آرامدهنده؛ آرامشدهنده؛ آرامده.
فرهنگ معین
(بَ) (ص فا.) تسکین دهنده ، مسکن .
فرهنگ فارسی
مسکن، آرام کننده
دارویی که اثر آرامکننده دارد و اضطراب و تنش را تسکین میدهد
مترادف و متضاد
آرامشبخش، تسکیندهنده، تسلابخش، قراربخش، مسکن
