Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آتشگاه

تلفظ بین المللی : /ˌɑtaʃɡˈɑh/ تلفظ :‌ [,AtaSg'Ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد
  • اتشگاه
  • آتشگاه حمام
  • اتشگاه اصفهان
  • اتشگاه باکو
  • اتشگاه بزرگ
  • اتشگاه تفلیس
  • اتشگاه جدید
  • اتشگاه طوالش
  • اتشگاه قصران
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

آتشگاه . [ ت َ ] (اِخ ) نام قلعه ای بوده است محکم به ترشیز. (نزهةالقلوب ). || نام محلی در مغرب باکو بفاصله ٔ پانزده هزار گز، و ایرانیان را در قدیم چندین آتشکده ٔ معروف در آنجا بوده است . در این محل چاه نفتی است با دهانه ٔ بیضی بطول چهل گز که پیوسته در حال احتراق است و شعله های آتش از آن بیرون آید و گاه تا شش گز بالا رود. در اطراف این محل هر کجا زمین را گود کنند نفت در آن جمعشود، و چون کبریتی نزدیک...

فرهنگ عمید

۱. بنایی در پیرامون شهرها که زردشتیان در آن آتش روشن می‌کنند.
۲. [قدیمی] آتشکده: ◻︎ نفسم سرد و سینه آتشگاه / دهنم خشک و دیده طوفان‌بار (انوری: ۱۹۲).
۳. جای افروختن آتش مقدس در آتشکده.

فرهنگ معین

( ~.) (اِمر.) 1 - آتشکده . 2 - آتشدان .

مترادف و متضاد

آتشکده، آذرگاه، اجاق، پرستشگاه، معبد


کلمات مرتبط

  • اتشگاه
  • آتشگاه حمام
  • اتشگاه اصفهان
  • اتشگاه باکو
  • اتشگاه بزرگ
  • اتشگاه تفلیس
  • اتشگاه جدید
  • اتشگاه طوالش
  • اتشگاه قصران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات