آتشبان . [ ت َ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) سادن آتشکده . || شیطان و دیو. || مالک دوزخ . زبنیة (مفرد زبانیة).
نگهبان آتشکده.
( ~.) (ص مر.) 1 - نگهبان آتشکده . 2 - مالک دوزخ .