معانی کلمه : آبنوس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (زیستشناسی) درختی گرمسیری با چوب سیاه، و گرانقیمت.
۲. (زیستشناسی) چوب این درخت که سخت، سنگین، و با لکههای سیاه است در کندهکاری و نجاری کاربرد دارد.
۳. (صفت) [قدیمی] تیرهرنگ؛ شیز.
فرهنگ معین
[ په . ] (اِ)درختی است با چوبِ بسیار سخت ، سیاه رنگ و گران بها.
دانشنامه عمومی
(گنابادی) آبْنُوس؛ قرقره کردن مایعات در دهان، جمع آوردن آب در دهان.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: ābnus) (یونانی) چوبی سیاهرنگ و سخت و سنگین (گران بها) ؛ (در گیاهی) درختی هم خانواده با خرمالو که بیشتر در مناطق گرمسیری آسیا و آفریقا میرویَد ؛ شیز .
فرهنگ فارسی ساره
چوب سنگ
