معانی کلمه : آب کاری
فرهنگ عمید
۱. شغل و عمل آبکار.
۲. آب دادن فلزات.
۳. (اسم) محلی که در آن آبکاری میکنند.
فرهنگ فارسی
نشاندن لایۀ بسیار نازکی از فلز مقاوم بر فلز دیگر با برقکافت محلولهای برقکاف

۱. شغل و عمل آبکار.
۲. آب دادن فلزات.
۳. (اسم) محلی که در آن آبکاری میکنند.
نشاندن لایۀ بسیار نازکی از فلز مقاوم بر فلز دیگر با برقکافت محلولهای برقکاف