Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آب خوردن

تلفظ بین المللی : /ˈɑb xˈordan/ تلفظ :‌ ['Ab x'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • اب خوردن
  • اب خوردن مثل اردک
  • آب خنک خوردن
  • اب خنک خوردن
  • جستن زالو در گلو هنگام خوردن اب از چشمه
  • یک اب یا ابی هم روی چیزی خوردن
  • اب خنک یا اب خنک خوردن
  • اب را با قاشق و چنگال خوردن
  • مثل اب خوردن بودن یا حکم اب خوردن را داشتن یا پیدا کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

آب خوردن . [ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) آشامیدن آب :
هرچند خلنده ست چو همسایه ٔ خرماست
بر شاخ چو خرماش همی آب خورَد خار.

ناصرخسرو.


- در یک آب خوردن ؛ در لحظه ای . در مدتی سخت کوتاه .

فرهنگ معین

(خُ دَ)(مص ل .)1 - آب نوشیدن ، آشامیدن آب . 2 - (کن .) سرچشمه گرفتن ، ناشی شدن . 3 - هزینه برداشتن ، خرج برداشتن .


کلمات مرتبط

  • اب خوردن
  • اب خوردن مثل اردک
  • آب خنک خوردن
  • اب خنک خوردن
  • جستن زالو در گلو هنگام خوردن اب از چشمه
  • یک اب یا ابی هم روی چیزی خوردن
  • اب خنک یا اب خنک خوردن
  • اب را با قاشق و چنگال خوردن
  • مثل اب خوردن بودن یا حکم اب خوردن را داشتن یا پیدا کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات