Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ unwind

تلفظ بین المللی : /ʌnwˈaɪnd/ تلفظ :‌ [Vnw'aInd]
English
  • unkind
  • unbind
  • unwisdom
  • upwind
  • unkindliness
  • unwild
  • unkindred
  • unkindly
  • unwonder
English

English

To disentangle.

To be or become unwound; to be capable of being unwound or untwisted.

To wind off; to loose or separate, as what or convolved; to untwist; to untwine; as, to unwind thread; to unwind a ball of yarn.

A natural tendency inherent in a body to develop itself; an attempt; an effort. What conatus could give prickles to the porcupine or hedgehog, or to the sheep it...

کلمات مرتبط

  • unkind
  • unbind
  • unwisdom
  • upwind
  • unkindliness
  • unwild
  • unkindred
  • unkindly
  • unwonder
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات