Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ unking

تلفظ بین المللی : /ˈʌŋkɪŋ/ تلفظ :‌ ['VNkIN]
English
  • unkingship
  • unkind
  • unknight
  • unkindliness
  • unhingement
  • unringed
  • unkindred
  • unkindly
  • unhinge
English

English

To cause to cease to be a king.

1. The act of deriding, or the state of being derided; mockery; scornful or contemptuous treatment which holds one up to ridicule. He that sitteth in the heavens shall laugh; the Lord shall have them in derision. Ps. ii. 4. Saderision called. Milton. 2. An object of derision or scorn; a laughing-stock. I was a derision to all my people. Lam. iii. 14. Syn. -- S...

کلمات مرتبط

  • unkingship
  • unkind
  • unknight
  • unkindliness
  • unhingement
  • unringed
  • unkindred
  • unkindly
  • unhinge
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات