Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ underlay

تلفظ بین المللی : /ˌʌndəlˈeɪ/ تلفظ :‌ [,Vnd3l'eI]
English
  • underlayer
  • underlying
  • underplay
  • underclay
  • undersay
  • underlaborer
  • underlaid
  • underpay
English

English

Divestiture. [Obs.]

To put a tap on (a shoe).

To lay beneath; to put under.

To incline from the vertical; to hade; -- said of a vein, fault, or lode.

The inclination of a vein, fault, or lode from the vertical; a hade; -- called also underlie.

To raise or support by something laid under; as, to underlay a cut, plate, or the like, for printing. See Underlay, n...

کلمات مرتبط

  • underlayer
  • underlying
  • underplay
  • underclay
  • undersay
  • underlaborer
  • underlaid
  • underpay
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات