Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ transposal

تلفظ بین المللی : /tɹanspˈəʊzəl/ تلفظ :‌ [transp'oUz@L]
English
  • transposable
  • transposer
  • transpositive
  • transpalatine
  • transportal
  • transpositional
  • transpose
  • transposition
  • transposed
English

English

The act of transposing, or the state of being transposed; transposition.

1. To cause to move faster; to quicken the motion of; to add to the speed of; -- opposed to retard. 2. To quicken the natural or ordinary progression or process of; as, to accelerate the growth of a plant, the increase of wealth, etc. 3. To hasten, as the occurence of an event; as, to accelerate our departure. Accele...

کلمات مرتبط

  • transposable
  • transposer
  • transpositive
  • transpalatine
  • transportal
  • transpositional
  • transpose
  • transposition
  • transposed
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات