Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ table

تلفظ بین المللی : /tˈeɪbəl/ تلفظ :‌ [t'eIb@L]
English
  • table work
  • table-land
  • table d'hote
  • time-table
  • pembroke table
  • experience table
  • wilfley table
  • corbel-table
  • water table
English

English

a memorandum book.

To supply with food; to feed.

A circular plate of crown glass.

The company assembled round a table.

To lay or place on a table, as money.

The games of backgammon and of draughts.

A large European loach (Misgurnus fossilis).

To live at the table of another; to board; to eat.

To delineate, as on a table; to represent, as in a pict...

کلمات مرتبط

  • table work
  • table-land
  • table d'hote
  • time-table
  • pembroke table
  • experience table
  • wilfley table
  • corbel-table
  • water table
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات