Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ suspensor

تلفظ بین المللی : /səspˈɛnsə/ تلفظ :‌ [s@sp'Ens3]
English
  • suspensory
  • suspensorium
  • suspensoria
  • suspensible
  • suspensive
  • suspense
  • suspender
  • suspensibility
  • suspensely
English

English

A suspensory.

The cord which suspends the embryo; and which is attached to the radicle in the young state; the proembryo.

To make white, or whiter; to remove the color, or stains, from; to blanch; to whiten. The destruction of the coloring matters attached to the bodies to be bleached is effected either by the action of the air and light, of chlorine, or of sulphurous acid. Ure. Imm...

کلمات مرتبط

  • suspensory
  • suspensorium
  • suspensoria
  • suspensible
  • suspensive
  • suspense
  • suspender
  • suspensibility
  • suspensely
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات