Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ supervise

تلفظ بین المللی : /sˈuːpəvˌaɪz/ تلفظ :‌ [s'u:p3v,aIz]
English
  • supervised
  • supervive
  • supervision
  • supervisive
  • supervisal
  • supervisory
  • supervisor
  • supervising
  • supersensible
English

English

Supervision; inspection.

To look over so as to read; to peruse.

To oversee for direction; to superintend; to inspect with authority; as, to supervise the construction of a steam engine, or the printing of a book.

Ambrosial. [R.] . Jonson. Of or pertaining to St. Ambrose; as, the Ambrosian office, or ritual, a formula of worship in the church of Milan, instituted by St. Amb...

کلمات مرتبط

  • supervised
  • supervive
  • supervision
  • supervisive
  • supervisal
  • supervisory
  • supervisor
  • supervising
  • supersensible
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات