Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ sully

تلفظ بین المللی : /sˈʌli/ تلفظ :‌ [s'Vli]
English
  • sullying
  • sullage
  • silly
  • sulliage
  • sulky
  • sull
  • sullevate
  • sullen
  • sallyman
English

English

Soil; tarnish; stain.

To become soiled or tarnished.

To soil; to dirty; to spot; to tarnish; to stain; to darken; -- used literally and figuratively; as, to sully a sword; to sully a person's reputation.

1. To drink or imbibe in small quantities; especially, to take in with the lips in small quantities, as a liquid; as, to sip tea. "Every herb that sips the dew." Milto...

کلمات مرتبط

  • sullying
  • sullage
  • silly
  • sulliage
  • sulky
  • sull
  • sullevate
  • sullen
  • sallyman
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات