Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ strap

تلفظ بین المللی : /stɹˈap/ تلفظ :‌ [str'ap]
English
  • strap-shaped
  • choke-strap
  • strappado
  • strapwork
  • strapper
  • strapping
  • strapple
  • strapped
  • strappadoes
English

English

To fasten or bind with a strap.

To beat or chastise with a strap.

A shoulder strap. See under Shoulder.

A narrow strip of anything, as of iron or brass.

The leaf, exclusive of its sheath, in some grasses.

The act of magnetizing, or the state of being magnetized.

To sharpen by rubbing on a strap, or strop; as, to strap a razor.

A piece of rope or metal p...

کلمات مرتبط

  • strap-shaped
  • choke-strap
  • strappado
  • strapwork
  • strapper
  • strapping
  • strapple
  • strapped
  • strappadoes
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات