Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ stall

تلفظ بین المللی : /stˈɔːl/ تلفظ :‌ [st'O:l]
English
  • stall-feed
  • stall-fed
  • stall-feeding
  • green-stall
  • staller
  • stallon
  • stalling
  • stallation
  • stalled
English

English

To kennel, as dogs.

A stable; a place for cattle.

To keep close; to keep secret.

To fatten; as, to stall cattle.

To be tired of eating, as cattle.

To forestall; to anticipitate. Having

To live in, or as in, a stall; to dwell.

To be set, as in mire or snow; to stick fast.

To place in an office with the customary formalities; to install.

A gla...

کلمات مرتبط

  • stall-feed
  • stall-fed
  • stall-feeding
  • green-stall
  • staller
  • stallon
  • stalling
  • stallation
  • stalled
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات