Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ squat

تلفظ بین المللی : /skwˈɒt/ تلفظ :‌ [skw'0t]
English
  • squatter
  • squaterole
  • squatty
  • squatted
  • squatting
  • متد middle square
  • squarely
  • try-square
  • squamulose
English

English

A small vein of ore.

A sudden or crushing fall.

To bruise or make flat by a fall.

The angel fish (Squatina angelus).

One who, or that which, diversifies.

A mineral consisting of tin ore and spar.

Short and thick, like the figure of an animal squatting.

The posture of one that sits on his heels or hams, or close to the ground.

To sit down upon the ...

کلمات مرتبط

  • squatter
  • squaterole
  • squatty
  • squatted
  • squatting
  • متد middle square
  • squarely
  • try-square
  • squamulose
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات