Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ splutter

تلفظ بین المللی : /splˈʌtə/ تلفظ :‌ [spl'Vt3]
English
  • splutterer
  • spluttered
  • spluttering
  • sluttery
  • sputterer
  • phase splitter
  • splatter
  • sputter
  • splatterdash
English

English

A confused noise, as of hasty speaking.

To speak hastily and confusedly; to sputter.

1. A spit. [Obs.] He turned a broach that had worn a crown. Bacon. 2. An awl; a bodkin; also, a wooden rod or pin, sharpened at each end, used by thatchers. [Prov. Eng.] Forby. 3. (Mech.) (a) A tool of steel, generally tapering, and of a polygonal form, with from four to eight cutting edges, for smooth...

کلمات مرتبط

  • splutterer
  • spluttered
  • spluttering
  • sluttery
  • sputterer
  • phase splitter
  • splatter
  • sputter
  • splatterdash
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات