Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ spatter

تلفظ بین المللی : /spˈatə/ تلفظ :‌ [sp'at3]
English
  • spatter-dock
  • spatterdashed
  • spatterdashes
  • spattered
  • spattering
  • slatternly
  • shattery
  • spitter
  • smatter
English

English

A second or new appearance; the act or state of appearing again.

To distribute by sprinkling; to sprinkle around; as, to spatter blood.

To throw something out of the mouth in a scattering manner; to sputter.

Fig.: To injure by aspersion; to defame; to soil; also, to throw out in a defamatory manner.

To sprinkle with a liquid or with any wet substance, as water, ...

کلمات مرتبط

  • spatter-dock
  • spatterdashed
  • spatterdashes
  • spattered
  • spattering
  • slatternly
  • shattery
  • spitter
  • smatter
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات