Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ smack

تلفظ بین المللی : /smˈak/ تلفظ :‌ [sm'ak]
English
  • smacking
  • smacked
  • smicker
  • stackyard
  • sackbut
  • shackle
  • sackcloth
  • stackstand
  • sackful
English

English

Dull; stupid.

A loud kiss; a buss.

A small quantity; a taste.

As if with a smack or slap.

A quick, smart blow; a slap.

To kiss with a sharp noise; to buss.

To have a smack; to be tinctured with any particular taste.

To make a sharp noise by striking; to crack; as, to smack a whip.

To make a noise by the separation of the lips after tasting anyt...

کلمات مرتبط

  • smacking
  • smacked
  • smicker
  • stackyard
  • sackbut
  • shackle
  • sackcloth
  • stackstand
  • sackful
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات