Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ shorten

تلفظ بین المللی : /ʃˈɔːtən/ تلفظ :‌ [S'O@t@n]
English
  • shortener
  • shortening
  • shortened /
  • nook-shotten
  • shortness
  • shoulder-shotten
  • shotten
  • blood-shotten
English

English

To make deficient (as to); to deprive; -- with of.

To make short or friable, as pastry, with butter, lard, pot liquor, or the like.

To make short or shorter in measure, extent, or time; as, to shorten distance; to shorten a road; to shorten days of calamity.

To become short or shorter; as, the day shortens in northern latitudes from June to December; a metallic rod short...

کلمات مرتبط

  • shortener
  • shortening
  • shortened /
  • nook-shotten
  • shortness
  • shoulder-shotten
  • shotten
  • blood-shotten
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات