Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ short

تلفظ بین المللی : /ʃˈɔːt/ تلفظ :‌ [S'O@t]
English
  • short-jointed
  • short-circuit
  • short-lived
  • short-handed
  • short-dated
  • short-winded
  • short circuit
  • short-waisted
  • short-breathed
English

English

Brittle.

To shorten.

A summary account.

Short, inferior hemp.

To fail; to decrease.

Breeches; shortclothes.

Inflated with wind. Dryden.

Not distant in time; near at hand.

A short sound, syllable, or vowel.

Breaking or crumbling readily in the mouth; crisp; as, short pastry.

The part of milled grain sifted out which is next finer than ...

کلمات مرتبط

  • short-jointed
  • short-circuit
  • short-lived
  • short-handed
  • short-dated
  • short-winded
  • short circuit
  • short-waisted
  • short-breathed
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات