Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ shark

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑːk/ تلفظ :‌ [S'A@k]
English
  • basking shark
  • sharker
  • sharking
  • sharked
  • sharock
  • sharebone
  • sarkin
  • sharptail
  • sharpen
English

English

To live by shifts and stratagems.

A rapacious, artful person; a sharper.

To pick or gather indiscriminately or covertly.

Trickery; fraud; petty rapine; as, to live upon the shark.

To play the petty thief; to practice fraud or trickery; to swindle.

To hasp or faster up; to close; as, sleep uphasps the eyes. [R.] Stanyhurst.

Any one of numerous species of el...

کلمات مرتبط

  • basking shark
  • sharker
  • sharking
  • sharked
  • sharock
  • sharebone
  • sarkin
  • sharptail
  • sharpen
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات