Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ shall

تلفظ بین المللی : /ʃˈal/ تلفظ :‌ [S'al]
English
  • shill-i-shall-i
  • shallow-brained
  • shallow-bodied
  • shallow
  • shallow-pated
  • shallop
  • shallow-waisted
  • shallot
  • shalli
English

English

To be obliged; must.

To owe; to be under obligation for.

Belonging to the order of fishes having spinose fins, as the perch. -- n. A spiny-finned fish.

As an auxiliary, shall indicates a duty or necessity whose obligation is derived from the person speaking; as, you shall go; he shall go; that is, I order or promise your going. It thus ordinarily expresses, in the secon...

کلمات مرتبط

  • shill-i-shall-i
  • shallow-brained
  • shallow-bodied
  • shallow
  • shallow-pated
  • shallop
  • shallow-waisted
  • shallot
  • shalli
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات