Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ serpent

تلفظ بین المللی : /sˈɜːpənt/ تلفظ :‌ [s'3:p@nt]
English
  • serpent-tongued
  • sea serpent
  • serpentine
  • serpentinize
  • serpentize
  • serpentinian
  • serpentinely
  • serpentigenous
  • serpentarius
English

English

To wind; to encircle.

The constellation Serpens.

Fig.: A subtle, treacherous, malicious person.

To wind like a serpent; to crook about; to meander.

Any reptile of the order Ophidia; a snake, especially a large snake. See Illust. under Ophidia.

A species of firework having a serpentine motion as it passess through the air or along the ground.

A bass wind in...

کلمات مرتبط

  • serpent-tongued
  • sea serpent
  • serpentine
  • serpentinize
  • serpentize
  • serpentinian
  • serpentinely
  • serpentigenous
  • serpentarius
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات