Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ scummer

تلفظ بین المللی : /skˈʌmə/ تلفظ :‌ [sk'Vm3]
English
  • summersault
  • summerliness
  • summerset
  • scumber
  • summerstir
  • summery
  • summer-fallow
  • summertide
  • summer
English

English

To scumber.

Excrement; scumber.

An instrument for taking off scum; a skimmer.

1. To value; to make a valuation or official estimate of for the purpose of taxation. 2. To apportion a sum to be paid by (a person, a community, or an estate), in the nature of a tax, fine, etc.; to impose a tax upon (a person, an estate, or an income) according to a rate or apportionment. 3. To determ...

کلمات مرتبط

  • summersault
  • summerliness
  • summerset
  • scumber
  • summerstir
  • summery
  • summer-fallow
  • summertide
  • summer
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات