Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ rough

تلفظ بین المللی : /ɹˈʌf/ تلفظ :‌ [r'Vf]
English
  • rough-legged
  • rough-grained
  • rough-footed
  • roughsetter
  • roughleg
  • roughwrought
  • roughdry
  • roughish
  • roughcast
English

English

Produced offhand.

Same as Anhydrite.

Boisterous weather.

To render rough; to roughen.

In a rough manner; rudely; roughly.

A rude fellow; a coarse bully; a rowdy.

Austere; harsh to the taste; as, rough wine.

Not polished; uncut; -- said of a gem; as, a rough diamond.

To break in, as a horse, especially for military purposes.

Hence, figurative...

کلمات مرتبط

  • rough-legged
  • rough-grained
  • rough-footed
  • roughsetter
  • roughleg
  • roughwrought
  • roughdry
  • roughish
  • roughcast
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات