Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ repudiate

تلفظ بین المللی : /ɹɪpjˈuːdɪˌeɪt/ تلفظ :‌ [rI2pj'u:dI2;,eIt]
English
  • repudiated
  • repudiation
  • repudiator
  • repudiating
  • remediate
  • repudiable
  • repugnate
English

English

To cast off; to disavow; to have nothing to do with; to renounce; to reject.

To divorce, put away, or discard, as a wife, or a woman one has promised to marry.

To refuse to acknowledge or to pay; to disclaim; as, the State has repudiated its debts.

An easy death; a mode of dying to be desired. "An euthanasia of all thought." Hazlitt. The kindest wish of my friends is eut...

کلمات مرتبط

  • repudiated
  • repudiation
  • repudiator
  • repudiating
  • remediate
  • repudiable
  • repugnate
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات