Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ recompose

تلفظ بین المللی : /ɹˌiːkəmpˈəʊz/ تلفظ :‌ [r,i:k@mp'oUz]
English
  • recomposer
  • recomposed
  • recomposition
  • recomposing
  • recompense
  • reimpose
  • precompose
  • recompile
  • reoppose
English

English

To compose again; to form anew; to put together again or repeatedly.

To restore to composure; to quiet anew; to tranquilize; as, to recompose the mind.

A piece of glass, or other transparent substance, ground with two opposite regular surfaces, either both curved, or one curved and the other plane, and commonly used, either singly or combined, in optical instruments, for changing...

کلمات مرتبط

  • recomposer
  • recomposed
  • recomposition
  • recomposing
  • recompense
  • reimpose
  • precompose
  • recompile
  • reoppose
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات