Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ radiate

تلفظ بین المللی : /ɹˈeɪdɪˌeɪt/ تلفظ :‌ [r'eIdI2;,eIt]
English
  • radiate-veined
  • radiately
  • radiated
  • radiotelegraphy
  • radicate
  • radiatiform
  • radiotelegram
  • radiata
  • radiation
English

English

One of the Radiata.

Belonging to the Radiata.

To emit rays; to be radiant; to shine.

To enlighten; to illuminate; to shed light or brightness on; to irradiate.

Having rays or parts diverging from a center; radiated; as, a radiate crystal.

To emit or send out in direct lines from a point or points; as, to radiate heat.

To proceed in direct lines from a p...

کلمات مرتبط

  • radiate-veined
  • radiately
  • radiated
  • radiotelegraphy
  • radicate
  • radiatiform
  • radiotelegram
  • radiata
  • radiation
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات