Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ prose

تلفظ بین المللی : /pɹˈəʊz/ تلفظ :‌ [pr'oUz]
English
  • prosecution
  • proser
  • proselytize
  • non prosequitur
  • proselyte
  • proseman
  • proseminary
  • prosencephalic
  • prosecutable
English

English

To write prose.

To write in prose.

To write or repeat in a dull, tedious, or prosy way.

Pertaining to, or composed of, prose; not in verse; as, prose composition.

A hymn with no regular meter, sometimes introduced into the Mass. See Sequence.

Hence, language which evinces little imagination or animation; dull and commonplace discourse.

Bladdery; vesicul...

کلمات مرتبط

  • prosecution
  • proser
  • proselytize
  • non prosequitur
  • proselyte
  • proseman
  • proseminary
  • prosencephalic
  • prosecutable
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات