Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ proportion

تلفظ بین المللی : /pɹəpˈɔːʃən/ تلفظ :‌ [pr@p'o@S@n]
English
  • proportionable
  • proportional
  • proportionless
  • proportionably
  • proportionately
  • proportionate
  • proportionment
  • proportionality
  • proportionateness
English

English

A part considered comparatively; a share.

To divide into equal or just shares; to apportion.

To form with symmetry or suitableness, as the parts of the body.

Of or pertaining to Beloochistan, or to its inhabitants. -- n. A native or an inhabitant of Beloochistan.

The portion one receives when a whole is distributed by a rule or principle; equal or proper share; lot....

کلمات مرتبط

  • proportionable
  • proportional
  • proportionless
  • proportionably
  • proportionately
  • proportionate
  • proportionment
  • proportionality
  • proportionateness
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات