Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ proctor

تلفظ بین المللی : /pɹˈɒktə/ تلفظ :‌ [pr'0kt3]
English
  • proctorage
  • proctorial
  • proctorical
  • proctorship
  • proctocele
  • prochordal
  • proctotomy
  • proctodaeum
  • proitor
English

English

A representative of the clergy in convocation.

One who is employed to manage to affairs of another.

To act as a proctor toward; to manage as an attorney or agent.

Like spar; foliated or lamellar; spathose. Spathic iron (Min.), siderite. See Siderite (a).

An officer in a university or college whose duty it is to enforce obedience to the laws of the institution.

A...

کلمات مرتبط

  • proctorage
  • proctorial
  • proctorical
  • proctorship
  • proctocele
  • prochordal
  • proctotomy
  • proctodaeum
  • proitor
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات